| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 142 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 31 |
چکیده :
نشانه وجود اضطراب در رفتار دانش آموزان بخصوص در موقعیت هایی چون امتحان ، پاسخ دادن به سوالات در کلاس ،بازی،محبت کردن در جمع ،ماندن در مدرسه می توان مشاهده و سنجش کرد.که با گذشت زمان و برخورد با دانش آموزان. یکی از مشکلات اساسی دانش آموزان در خانه و مدرسه اضطراب است اضطراب را می توان یک حالت هیجانی شایع دانست به طوری که همه ی ما دوره یا موقعیت هایی از زندگی را به خاطر می آوریم که در آن کم و بیش دچار اضطراب شده ایم. از نظر روانپزشکی اضطراب را می توان چنین تعریق کرد : ناآرامی ،هراس و ترس ناخوشایند یا احساس خطر قریب الوقوع که منبع آن قابل شناختن نیست. من خود نیز با این مسئله روبرو شدم که یکی از دانش آموزانم به نام سارا در صحبت کردن بین جمع دچار اضطراب می شد. و در پاسخ دادن به سوالات درس علوم تجربی به لکنت زبان و دستپاچگی می افتاد.
این عامل باعث شد که من این مشکل را پی گیری نمایم.و تا حد امکان در رفع آن تلاش کنم. پس از بررسی دریافتم که یکی از مهم ترین علت اضطراب این دانش آموز نقش والدین در ایجاد و افزایش اضطراب او بود..مثلا رفتار های پرخاشگرایانه والدین با سارا ،شخصیت اضطرابی خود والدین ، ،انتظارات و توقعات بیش از توان سارا ،تبعیض قائل شدن بین فرزندان در خانواده ،رقابت جویی و... باعث تشدید اضطراب سارا شده بود.که با ایجاد ارتباط با خانواده ی وی و صحبت کردن با آنان در زمینه ایجاد فضای آرام در خانواده ،بهبود روابط والدین با وی ،شناخت شرایط و موقعیت های اضطراب زا و تلاش برای حذف آن و کمک از مشاوران با تجربه سعی نمودم که اضطراب و ترس را در سارا کاهش دهم و او را تا حدی به آرامش مطلوبی برسانم.
مقدمه :
اضطراب به منزله بخشی از زندگی هر انسان، در همه افراد در حدّی اعتدال آمیز وجود دارد و در این حد، به عنوان پاسخی سازش یافته تلقّی می شود، به گونه ای که می توان گفت: «اگر اضطراب نبود، همه ما پشت میزهایمان به خواب می رفتیم.» فقدان اضطراب ممکن است ما را با مشکلات و خطرات قابل ملاحظه ای مواجه کند: اضطراب است که ما را وامی دارد تا برای معاینات پزشکی و درمان بیماری ها به پزشک مراجعه کنیم، کتاب هایی را که از کتابخانه به عاریت گرفته ایم بازگردانیم، در یک جاده لغزنده با احتیاط رانندگی کنیم... و بدین سان، زندگی طولانی تر، سازنده تر و بارورتری داشته باشیم. بنابراین، اضطراب به منزله بخشی از زندگی هر انسان، یکی از مؤلّفه های ساختار شخصیت وی را تشکیل می دهد و از این زاویه است که برخی از اضطراب های دوران کودکی و نوجوانی را می توان بهنجار دانست و تأثیر مثبت آن ها را بر فرایند تحوّل پذیرفت؛ چرا که این فرصت را برای افراد فراهم می آورد تا سازوکارهای سازشی خود را در جهت مواجهه با منابع تنیدگی زا گسترش دهند. به عبارت دیگر، می توان گفت: اضطراب در برخی مواقع، سازندگی و خلّاقیت را در فرد ایجاد می کند، امکان تجسّم موقعیت ها و سلطه بر آن ها را فراهم می آورد و یا آن که وی را برمی انگیزد تا به طور جدّی با مسؤولیت مهمی مانند آماده شدن برای یک امتحان یا پذیرفتن یک وظیفه اجتماعی مواجه شود.
اما اگر اضطراب از این حد فراتر رود و از حالت سازندگی خارج شده، جنبه مزمن و مداوم پیدا کند، نه تنها نمی توان این صورت را پاسخی سازش یافته دانست، بلکه باید آن را به منزله منبع شکست، سازش نایافتگی و استیصال گسترده ای تلقّی کرد که فرد را از بخش عمده ای از امکاناتش محروم می کند، آزادی و انعطاف او کاهش می یابد و طیف گسترده اختلال های اضطرابی را، که از اختلال های شناختی و بدنی تا ترس های غیر موجّه و وحشت زدگی ها گسترده اند، به وجود می آورد.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 57 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 31 |
چکیده
اگر ادبیات را زاییده فطرت هنرجو و هنرپرور انسان بدانیم و به این قائل باشیم که ادبیات هنگامی به اوج هنر و زیبایی می رسد که این هنر ظاهری با یک تعهد درونی از سوی آفریننده آن همراه باشد، بالتبع به این نتیجه خواهیم رسید که عالی ترین نوع ادبیات، گونه ای است که انتقال دهنده این تعهد درونی باشد و در مخاطب تاثیری والاتر و ژرف تر از تاثیر لذت از هارمونی های ظاهری و لغوی ایجاد کند که همانا این لذت، لذتی است که زاییده تنبه و دگرگونی فکری و روحی مخاطب است.
در حقیقت باید گفت ادبیات هنگامی ادبیات است که به این دستاوردهای متعالی یعنی تعلیم و تربیت جوامع و نسلها رسیده باشد و بی شک ادبیات کلاسیک سرزمین ما نیز به عنوان یکی از غنی ترین ادبیات ملل از این ویژگی برخوردار است و اگر وسیع تر به موضوع بنگریم روح تعلیم و تربیت در همه ادبیات ما گسترده شده و اینگونه نیست که تنها متونی که ما در آن حوزه ادبیات تعلیمی می شناسیم مصداق گفته ما باشد، بلکه سایر متون نیز در دیگر ژانرهای ادبی همچون عاشقانه و احساسی در نهایت تاثیر تعلیمی بر مخاطب می گذارند. به عنوان مثال آیا می توان شاهنامه فردوسی را که به عنوان یک شاهکار حماسی مطرح است فاقد ارزشهای تعلیمی و تربیتی بدانیم؟ قطعاً پاسخ منفی است.
بر این اساس اینجانب پوران قیاسوند تصمیم گرفتم اقدام پژوهی خود را روی این نکته متمرکز نمایم که چگونه می توانم ارزش های اخلاقی را که در ادبیات فارسی تجلی یافته اند در فکر و ذهن دانش آموزان بسط و گسترش دهم؟
مقدمه
در پژوهش ذیل فرصت خوبی است تا به این بهانه از حیثیّت وشرافت وپاسداشت زبان همیشه بیدار وماندگار فارســی سخن بگوییم ودست به نقد، کم لطفیهایی را که به علوم انسانی و به خصوص زبان فارسی شده و میشود، برشماریم. سخن بر سراغراق نیست و هرگز گرد تعصب نمیگردیم. درنشستهای مختلف علمی - ادبی، شاخ و برگها را بها دادهایم وشاید هم حقشان را گزاردهایم. امروز نوبت رکن است که در بوته امتحان رود و خالصیها و ناخالصیها، بازشناخته شود. کردارها، موفقیتها،چالشها و اظهارنظرها، چیزهایی هستند که امروز، اربابان سـخن و صاحبان قلم و اندیشه و پاسداران حریم زبان وادب فارسی میخواهند تا، به دور از غرض ورزی، بازکاوند و بررسی کنند.
زبان مادری فارسی، شناسنامه شریف و نشان شخصیت اصیل در جغرافیای زیستی ما است که بیان گر فخر و یگانگی، تجمیع دل بستگی، پویایی و فرهیختگی ادبیات و ادبیان و تمدن و سابقه کهن ما در فراخنای تاریخ است، که با خون دل ها و تحمل سختی ها و مصائب و تلاش های جان فرسای پیشکسوتان و پیشقراولان عرصه ادب همچون مولانا، سعدی، حافظ، نظامی و خاقانی به عنوان میراث و ودیعه ای گران سنگ به ما سپرده شده که ما نیز وظیفه داریم این امانت مرواریدگونه را با حفظ ماهیت و اصالت و به گونه ای مطلوب به آیندگان بسپاریم و آنان را در خصوص پاسداشت و صیانت از این میراث جاودان آگاه سازیم.
امروزه به جهت اهمال و سستی و بی توجهی های برخی از متولیان و دستگاه های موظف به حراست و صیانت و نگهداری ریشه و بن مایه و جایگاه و شریان حیاتی اصیل زبان فارسی از یک سو و عدم دقت هایی که در بیان برخی به گوش می خورد و متن هایی که بدون رعایت قاعده و احساس در اصول علمی- کاربردی زبان به چشم می آید کارش به جایی رسیده است که بعضی ها خیلی راحت و بدون دغدغه واژه های بیگانه و نادرست بر سر زبان ها جاری می کنند و در مجموعه های تصویری و آوایی و نوشتاری، واژه های نامأنوس و غیرمعمول و بدون قاعده و حتی گاهی ملهم از ادبیات بیگانه را جایگزین کلمات فاخر و خوش آهنگ زبان فارسی کرده اند.
بیان مسئله
ادبیات فارسی نقشهای بسیاری دارد؛ ازجمله تبیین و تـوصیف جهـان، بازسازی انسانیت، امکان آفرینشگری، پرورش و تهذیب اخلاق، تبلیغ و ترویج ارزشها و لـذت بخشی. اما زبان و ادبیات، مهمترین وسیله انتقال اندیشه و تجربه هستند. ادبیات آزمایشگاه بزرگ حوادث اجتماعی و اخلاقی است. آیینهای است تمام نمای که جرز و مدهای فرهنگی، اجتماعی و تاریخی ملتها ازآن نمایان است. ادبیات چراغ راهنمای انسانها به شمار میرود. (ر.ک. حدیدی، 1381 : 3)
حال ادبیات چه میکند؟ این آینه راجلا میدهد و زنگار نامردمیها و ناجوانمردیها را از آن میزدایـد.
ادبیات اخلاقی، اجتماعی و عرفانی ما همگی آینه سازند.ادبیات و تهذیب اخلاق: « اخلاقیّات»، یکی ازموضوعات مهم و گسترده در ادب فارسـی است. این بحث، ریشه در ادب تعلیمی دارد. ادب تعلیمی به آن نوع ادبی اطلاق میشود که به جهت تعلیم و تربیت به وجود میآیند. کتابهای دینی ما هم در کنار آثار اخلاقی، به عنوان یکی از گنجینههای ارزشمند اخلاقیات به شمار میروند. قرآن، کتاب انسانسازی است و سراسرپند و اندرزهای اخلاقی و اجتماعیاست.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 142 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 31 |
مقدمه
پروردگار متعال، خالق آدمی است او با تمام صفات و ویژگی های انسان و نیز سیر تکامل و رشد او بیکم و کاست آشناست. به همین جهت بهترین و کاملترین برنامه تربیتی را نیز از طریق پیامبران شایسته خود برای انسان فرستاده و در اختیارش قرار داده است. تعلیم و تربیت مهمترین و والاترین وظیفه بزرگترین معلمان بشریت، پیامبران بزرگ خدا و امامان راهنما (ع) است. آنان که برای راهنمایی آدمی مبعوث شده اند سرچشمههای سعادت و نیک بختی را به روی او گشوده اند. پیش از آن راه بنمایانند همراهان خود را به خوبی شناخته و از راز و رمزهای وجود آنها و پیچیدگی های درونی و بیرونیشان آگاه گردیده اند.
در تعلیم و تربیت برای معلمان و مربیان و اولیاء نیز آشنایی با ویژگی های مخاطبان بیش از هر چیز دیگری مهم و حیاتی است. کسانی که قرار است تحت یک برنامه منظم و دقیق آموزشی و تربیتی، دانش، نگرش، توانایی بیشتر، بهتر و جدی تر کسب کنند.کار زمانی حساستر و دقیقتر می شود که مخاطبان، دانش آموزانی باشند که هر نقش کوچکی تا ابد بر صفحه جان و اندیشه شان باقی خواهد ماند. این چنین است امام متقین، امیرالمؤمنین(ع) تعلیم و تربیت فرزند خویش را با تعلیم کتاب خدا و تأویل و درک فهم آن آموزش شریعت مقدس و حرام و حلال خدا آغاز و بر آن پافشاری میکند.یکی از مسائل مهم در تربیتی دینی دانش آموزان این است که به موازات آموزش تعالیم دینی و پرورش فکری و اعتقادی آنها، لازم است عواطف دینی نیز در آنها رشد و گسترش یابد.در نیمه نخست دوره جوانی اهمیت این امر بیشتر است. شرکت در مراسم مذهبی از قبیل نماز جماعت، نماز جمعه، مراسم اعیاد مذهبی، مراسم سوگواری در ماه محرم، مراسم شب های قدر، جلسات دینی و ... در پرورش عواطف دینی دانش آموزان بسیار موثر است. حضور در این قبیل برنامه ها پیوند قلبی آنها را با دین و معنویات افزایش می دهد و زمینه را برای شکوفایی ایمان فراهم می سازد. این پیوند قلبی با دین سرمایه ای گرانبها برای این دوره و دوره های بعدی است. در این جا باید به نقش منحصر به فرد نماز اشاره کنیم، نماز ارتباط قلبی انسان با یاد خداست و نقشی بسیار سازنده در تربیت روحی و اخلاقی انسان دارد. کسانی که با نماز آشنا هستند به پایگاه روحی و معنوی با ارزشی دسترسی دارند. نوجوانان به این پناه معنوی بیشتر نیازمندند. نوجوانانی که اهل نماز هستند در صورتی که لغزش هایی داشته باشند با اتکاء به این ارتباط پیوسته و منظم، راحت تر می توانند از لغزش های خود برگردند و خود را پا سازند، از این رو نباید از نقش اساسی نماز در تربیت دانش آموزان غفلت کرد.
بیان مسأله
نماز به عنوان یک فریضه مذهبی دارای اثرات تربیتی درابعاد مختلف فردی،گروهی،بهداشتی و روانی در محدوده خانواده می باشد.اجرای فریضه نماز در شکلگیری صحیح روابط میان اعضای خانواده نقش عمدهای دارد. با اجرای این فریضه خانواده به یک محیط مقدس تبدیل شده،روابط افراد دارای قداست ویژهای می شود و نوجوان در محیط خانواده،نماز را در خود درونی ساخته، خود را ملزم به رعایت دستورات بهداشتی و اخلاقی می داند.خانوادهای که اعضای آن با برپایی نماز به طهارت درونی خود میپردازند پشتوانه محکمی برای معنویت است که درمقابل ناملایمات زندگی آنها را حمایت می کند.
چنین افرادی از نظر روحی توکل به خدا کرده،اعتماد به نفس داشته ودر مقابل مصائب ومشکلات خود را نمیبازند. در نتیجه اختلالات روحی مانند اضطراب،ترس،افسردگی،ازخودبیگانگی وخودکشی در چنین افرادی بندرت دیده می شود.(ماهنامه رشد،1390)مدرسه بعد از خانواده دومین نهادی است که در تمایل و رغبت دانشآموزان به نماز بسیار موثر است. از آنجا که مدرسه از لحاظ روابط گروهی وسیعتر است دانشآموزان در آنجا روابط گستردهای پیدا میکنند. آنان در روابط آموزشی با دوستان،همکلاسان،معلمان و اولیای مدرسه قرار میگیرند. نماز یک عمل عبادی است. وقادر است این روابط را از سطح آموزش بالا برده،در سطح تربیتی وفرهنگی قرار دهد.
در متون دینی مامثل قرآن کریم، نهجالبلاغه وکتابهای حدیث به خواندن نماز تأکید شده وآمده است:نماز،وسیلهای برای پاک شدن از خودبینی است(نهج البلاغه ،حکمت252) به درستی که نماز انسان را از کار ناشایست باز می دارد.(عنکبوت،آیه45) نماز به پا دارید وزکات را اداکنید وبا این وسیله روح وجسم خود را نیرومند سازید وبدانید هر کار خیری برای خود از پیش میفرستید آن را نزد خدا خواهید یافت که محققاً خداوند به هر کار شما بیناست.(سوره بقره،آیه 110)
در مدرسه هنگامی که نوجوانان وجوانان،در موقعیتهای مختلف اوقات تحصیل،هنگام شنیدن اذان،در کلاس یا در راهروی مدرسه بدون هیچ تکلفی،مشاهده کنند که معلمان و مربیان مشتاقانه به سوی نماز میشتابند،در اثر احساس همانندسازی به شوق ورغبت در میآیند وبه اقامه نماز گرایش فزونتری پیدا میکنند.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 51 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 26 |
چکیده :
شاید یکی ازمسائل دانش آموزان در جامعه چرایی وچگونگی پوشش یا به عبارت کاملتر حجاب کامل اسلامی باشد. اگرما درکانون خانواده به عنوان نخستین وکوچکترین واحد تشکیل دهنده جامعه ومهمترین و تأثیرگذارترین نهاد در فرهنگ سازی و انتقال مفاهیم فرهنگی به این پرسش در واقع چرایی لزوم رعایت حجاب اسلامی پاسخ دهیم،انتخاب چگونگی رعایت حجاب از طرف دانش آموزان – نوجوانان - در مراحل بعدی با توجه به گستردگی قلمرو پوشش که به عوامل محیطی و فرهنگی و سنتی یک جامعه برمی گردد عاقلانه تر، هنجارپذیرتر و قابل پذیرش تر خواهد بود .
اما متأسفانه در چند دهه اخیر بخصوص از زمانی که افراد خانواده بیشترین وقت خود را صرف دیدن برنامه های بنگاه های فرهنگ ساز غربی و شبکه های مجازی در اینترنت و شبکه های ترویج کننده افکار غربی – غیر اسلامی از رسانه ای به اسم ماهواره می کنند و در معنای کلمه دچار تهاجم فرهنگ های غیر بومی و اسلامی شده اند ؛ کارکرد تربیتی خانواده ها به عنوان انتقال دهندگان اولیه مسائل فرهنگی سنتی و اسلامی به اندازه کافی مطلوب نبوده و نیست . این مسئله شاید کلید بسیاری از درهای بسته افکار دانش آموزان و جوانان ما برای پذیرش چرایی و چگونگی حجاب باشد ازطرف دیگر مدارس ما به عنوان نخستین نهاد آموزشی و تربیتی فرا خانواده در تقابلی نابرابر باید جوان و نوجوانی را که ذهن و خواسته هایش تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد به سوی فرهنگ متعالی اسلامی و انسانی سوق دهند. فرهنگی که برای نهادینه شدن نیاز به حمایت از سوی جامعه رسانه ای و نهاد خانواده دارد و اگر این حمایت مطلوب صورت نگیرد قطعا به تلاش مربیان در مدارس پاسخ چشم گیری داده نمی شود.
اینجانب …. آموزشگاه …. دانش آموزی داشتم که حجابش را به طور کامل رعایت نمی کرد و ظاهر او باعث ناراحتی من و همکاران می شد. بنا بر این تصمیم گرفتم در پی بهبود این وضعیت برایم.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 189 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 30 |
مقدمه
نماز در اصطلاح ازنظر فقهی عملی است که دارای ارکان وشرایط خاص است که روزی پنج بار برشخص مکلف واجب است ، رسول خدا فرمودند : « نماز از احکام دین خدا وراه ورسم پیامبران است که رضایت و خشنودی حضرت حق درآن نهفته است . » نمازمیراث تمامی انبیاء است هر پیامبری که مبعوث به رسالت شد.انسانهارابه نمازدعوت کردوبه آن سفارش نمود.نماز کشتی نجات است که همه افراد بخصوص کودکان و نوجوانان ها و جوان ها را از طوفانها و خیزابها عبورمی دهد و به ساحل آرامش و رستگاری می رساند .
اگرچه نماز دارای اهمیت فراوان است، اما برگزار کردن نماز به جماعت اهمیت بیشتر دارد، زیرا نمازجماعت نمادی با ارزش از جامعه مطلوب اسلامی است که عناصری مانند رهبری، اتحاد و نظم را دربر می گیرد. بنابراین، مطالعه نماز جماعت و حکمتهای فراوانی که در آن نهفته، حایز اهمیت است. در دین ما نماز به عنوان ستون دین تلقی شده و ملاک ارزش آدمی و قبولی کلیه ی اعمال و فرائض دیگر اوست و اگر درست اقامه گردد، به عنوان معراج مؤمن و رأس دین شمرده می شود،که نیاز به مداومت ومحافظت دارد .
بدون تردید همه ی کودکان و نوجوانان، بالفطره استعداد پذیرش و انجام تکالیف مذهبی را دارند اما آنچه مهم است ، چگونگی روش ها و ارائۀ شیوه های جذب آنها به سوی تکالیف مذهبی است . از سنین نخستین دبستان باید کودکان را بتدریج با نماز آشنا و به نماز خواندن تشویق کرد .بسیار مشاهده شده است که کودکان در کنار پدر و مادر می ا یستند یا به تنهایی نماز خواندن آن ها را تقلید می کنند. این مساله بیانگر این واقعیت است که رفتار کودک ،انعکاسی از رفتار الگوهاست و اگر مورد تشویق و تایید والدین و سایر الگها قرار گیرد ،تمایل بیشتری برای انجام آن پیدا میکند . از سوی دیگر لازم است اولیا و مربیان همواره در عملکرد خود ثابت قدم بوده، شخصیتی عاطفی ، منطقی و محبوب داشته باشند تا اثرگذاری آن ها در اجاد عادات خوب در کودکان افزایش یابد . تعلیم و تکریم نماز و توام کردن نماز با تجارب متنوع و خوشایند برای کودکان می تواند به علاقه مندی و عادت دادن آن به نماز موثر باشد.
بیان مسأله
توجه به این که نماز آرامش دهنده ی دلها ، اصلاح کنندۀ فرد و اجتماع و پرچم اسلام است و عاملی است که موجب رهایی افراد از تنبلی ، گناه ، تباهی و دیگر رفتارهای زشت می شود ، و یکی از راههای تربیت دینی کودکان و نوجوانان ، یاد دادن نماز و شرکت دادن آنها در نماز جماعت می باشد ، برآن شدم تا در مدرسه نماز جماعت را پررنگ تر نمایم . مطلوب این بود که اکثر دانش آموزان در نماز شرکت نمایند. امّا این تصور من صحیح نبود و تعداد کمی از دانش آموزان راغب به شرکت در نماز جماعت مدرسه بودند؛ وعده ای از آن ها نیز حین برگزاری نماز جماعت شلوغ می کردند. این مهمترین مسئله ای بود که توجه مرا به خود جلب کرد.
با توجه به این که نماز در دین ما به عنوان ستون دین تلقی شده و ملاک ارزش آدمی و قبولی کلیه ی اعمال و فرائض دیگر اوست و اگر درست اقامه گردد، به عنوان معراج مؤمن و رأس دین شمرده می شود،که نیاز به مداومت ومحافظت دارد. بدون تردید همه ی کودکان و نوجوانان، بالفطره استعداد پذیرش و انجام تکالیف مذهبی را دارند ، به همین دلیل آموزش ویادگیری نماز امری واجب وضروری است چراکه زندگی فردی و اجتماعی وآخرت انسان را تحت تأثیر قرارداده وسرنوشت او را رقم می زند . به همین خاطر به عنوان یک معلم و احساس مسؤولیتی که در برابر خداوند متعال دارم و تعهدی که درقبال دانش آموزان وجامعه و رشد وشکوفایی فرهنگ اسلامی دارم جهت رفع این مشکل نهایت تلاش خود را خواهم نمود .
اهداف پژوهش
هدف این جانب از انجام این پژوهش این است که انگیزه وعلاقه ی دانش آموزان مدرسه ی خودرا نسبت به نماز بیشتر کنم که با این عمل ، آن ها با میل و علاقه ی درونی در نماز جماعت شرکت کرده و نماز را محترم شمرده وبه اهمیت آن پی می برند وهمچنین باعث می شود بچه ها به مرور در منزل نیز نماز بخوانند حتی درنمازهای جماعت مسجد محله ی خودنیز شرکت کنند ، کم کم ازمجالس و اجتماعات آلوده به گناه دوری کرده بیشتر به سمت اجتماعات دینی ومذهبی گرایش پیدا می کنند ، نماز خوان شدن بچه ها و علاقه مند شدن آن ها به نماز جماعت واجتماعات مذهبی تأثیر بسیار زیادی در داشتن محیط زندگی پاک و سالم و به دور از آلودگی های غیراخلاقی خواهد داشت وهمچنین به داشتن شهر ، کشور و حتی دنیایی پاک و باصفا بدون جرم وجنایت کمک بی نظیری کرده و در نهایت انسان را به سوی عاقبت به خیری هدایت می کند .
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 250 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 34 |
دانش آموزان ممکن است در سنین مختلف به علل مختلفی مثل دبیران ضعیف، توقعات زیاد از دانش آموز وعدم پیشرفت تحصیلی. پاسخ دادندرس توسط دانشآموز در کلاس و... ممکن است در پی غیبت از کلاس و مدرسه برایند . اکثر صاحبنظرانمعتقدند که بهترین درمان جذاب نمودن محیط آموزشی در اسرع وقت و به هر وسیله ممکن است. مشخص و رفعکردن علت غیبت (مثلا اذیت و آزارسایر دانش آموزان) البته مفید خواهد بود. باوجود این حتی وقتی علت آن روشننیست، مدیران و معاونینی جدی وفهمیده میتوانند به تدریج دانشآموزرا برای آمدن به کلاس درس ترغیبنمایند. اینچانب سودابه نثاری با چنین مشکلی در هنرستان شهید سلیمانیان مواجه شدم. در سال تحصیلی اخیر بسیاری از دانش آموزان به بهانه های نختلف سعی می کردند در مدرسه و کلاس درس حاضر نشوند و در صدد غیبت کردن غیر موجه بر می آمدند. در سال تحصیلی اخیر بنده با ارائه راهکار های جذاب مدرسه محور و اجرا ی آن تصمیم گرفتم غیبت دانش آموزان را به کمترین مقدار ممکن برسانم . و این کار جز با جذاب نمودن محیط آموزشی هنرستان ممکن نبود.
مقدمه
مدرسه گریزی اگر همراه با رفتارهایضد اجتماعی و گاهی بزهکارانه مثلنزاع، قشقرق راه انداختن، یاتهدید کردن و فرار کردن از خانه باشدمیتواند نشان دهنده یکی از اختلالاترفتاری دوران دانش آموزی به نام اختلالسلوک باشد. ویژگیهای اصلی اختلالسلوک شامل رفتارهای ضد اجتماعی،پرخاشگرانه و خودسرانه است. چنیندانش آموزانی اغلب به نظر دبیرانشانبیعلاقه به مدرسه، فاقد اشتیاق بهادامه تحصیل و بیتوجه به کار هستند.آنها اغلب مردود میشوند و در مقایسهبا همسالان خود زودتر ترک تحصیلمیکنند. همه دانش آموزان گاه و بی گاه درباره مدرسه غر می زنند اما طبق آماری که کارشناسان کلینیک اختلالات عصبی دانشگاه نوادا در آمریکا اعلام کرده اند ۵ تا ۱۰ درصد دانش آموزان آنقدر از مدرسه بدشان می آید که نمی خواهند به مدرسه بروند.
امروزه در همه جوامع مدرسه در حکم مهم ترین نهاد تعلیم و تربیت جایگاه ویژه ای دارد و در کنار خانواده وظیفه تعلیم و تربیت دانش آموزان را به دوش می کشد و انسان امروز به شدت به تربیت رسمی و مدرسه نیاز دارد. زیرا مدرسه محل تجربه و راهنمای زندگی انسان است و بخش مهمی از زندگی دانش آموران مدرسه است زندگی و تربیت برای انسان دو مفهوم لازم و ملزومند.انسان تا وقتی زنده است به تربیت نیاز دارد و او را تربیت می کنند تا بتواند زندگی کند.تحصیل علم و کسب دانش، چگونه زیستن و تجربه اندوختن از اهداف والای آموزش و پرورش می باشد. اما مدارس امروز به دلیل مختلف خواسته ها و نیازهای اغلب نوجوانان را برآورده نمی کنند و نمی توانند در آنان ایجاد انگیزه نمایند.به عبارتی دیگر تک بعدی شده اند و فقط به جنبه های آموزشی به طور مطلق اهمیت می دهند و نیازهای عاطفی و احساسی و روحی و روانی آنان را در مراتب پایین تر قرار می دهند.برای ایجاد فرآیند یادگیری در محیط های آموزشی، ابتدا باید بستری مناسب فراهم باشد یعنی اینکه دانش آموز ابتدا به مدرسه و مسئولین علاقمند باشد و با روحیه ای شاد و با نشاط وارد این محیط بشود و در فضای آموزشی موجود احساس آرامش و امنیت و شادابی داشته باشد. یادگیری در محیطی توام با تهدید و ترس و ارعاب به سهولت انجام نمی گیرد.در چنین محیط هایی به جای برقرار فرآیند یادگیری متفکرانه هیجانات منفی و واکنش های نامطلوب شکل می گیرد.شادی و نشاط یکی از نیازهای روحی و روانی انسان است که در بسیاری از جنبه های حیاتی نقش موثری ایفا می کند و از نگاه صاحب نظران پیش نیاز اساسی و بستر لازم برای یک نظام تعلیم و تربیت پویا است. به عبارت دیگر نشاط به زندگی انسان معنا و مفهوم خاص می بخشد و حتی عواطف منفی ای مانند: ناکامی، ترس، نگرانی و ناامیدی را کاهش می دهد.یکی از عوامل موثر و مهم برای ایجاد نشاط و شاد بودن لبخند است چهره های متبسم و خوش رویی افراد عامل موثری است که به فضای آموزشی نشاط بیشتری می بخشد و با آفرینش لبخند می توان به محیط شادابی داد.شاید برای معدودی از دانش آموزان «مدرسه» تنها مکانی است که در آن جا غم ها و مشکلاتشان را فراموش می کنند و تصور می نمایند که ساعاتی که در مدرسه سپری می کنند از غصه هایشان کاسته می شود و این تغییر روحیه عامل موثری در شادابی آنان می باشد.همکاران محترم فرهنگی لطفا به این احساس زیبا و خوشایند آنها توجه لازم را داشته باشیم و آنان را درک نماییم.استفاده از دو عنصر محبت و عاطفه، لبخند و شادی بزرگ ترین سرمایه موجود در مدارس می تواند تاثیرات بسزایی داشته باشد و هم چنین اگر روابط حاکم بر دانش آموز لذت بخش و صمیمی توام با محبت و احترام باشد و برنامه های آموزشی متعالی باشند این محیط برای آنان بسیار دوست داشتنی و لذت بخش می باشد.پس می توان چنین گفت: که یکی از مهم ترین کارکردهای نظام آموزشی تربیت انسان هایی است که بتوانند با حضوری فعال پویا و با نشاط در نظام اجتماعی موثر و شاداب زندگی کنند و در عبور از فراز و فرودهای زندگی و یافتن راه درست از خطا موفق باشند.به امید این که این مهم در آینده ای نه چندان دور تحقق یابد.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 434 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 30 |
چکیده
درس ریاضی از جمله مهارتهای اساسی است که در زمرة دروس مهم و بنیادی دردوران تحصیل محسوب مـی شـود . تحقیقـات و مطالعات نشان داده اند که ارتباط پویایی بین رشد و توسعه جامعه و کاربرد ریاضیات وجود داشته است . حال آنکه وضعیت موجود مادر درس ریاضی حکایت از اُفت بالای تحصیلی در این درس دارد؛ و تعداد قابل ملاحظه ای از د انش آموزان با نمرة پایین و یا با کمک تبصره ها و چندین بار شرکت درامتحان به کلاس بالاتر ارتقاء می یابند . در دسترس نبودن آزمونهـای تشخیـصی مناسـب به منظور شناسایی مشکلات و رفع آنها در قالب برنامه ریزیهای درسی جدید این معضل راکماکان به قو ت خود باقی نگاه داشـته است . همچنین واقعیاتی چون عدم رضایت درونی شاگردان از درک مفاهیم پایه ای در درس ریاضی و ناتوانی آنـان در کـاربرد مفاهیم ،آموخته ها و اصول و قواعد ریاضی در زندگی تحصیلی ، شغلی و حتی زندگی روزمره ، بسیارتأثرانگیز است . اثرات پنهـان ناشی از این ناتوانیها عبارت است از تشویق و ترغیب دانش آموزان به یادگیری طوطی وار، از بین رفتن اعتماد بـه نفـس آنـان و ایجاد احساس ناتوانی که به ندرت می توان با آموزشهای بعدی این اثرات را از بین بـرد بازرگـان ،1374 یکـی از راههـای پیشگیری از مشکلات مذکور، بررسی و شناسایی نقاط قوت وضعف دانش آموزان در درس ریاضی است .
اینجانب حسین کاویانی آموزگار تلفیقی آموزشگاه استثنایی شهید مطهری یک شهرستان نهاوند تلاشم بر این است که در اقدام پژوهی فوق دانش آموز نیمه شنوای تلفیقی ام را به درس ریاضی علاقه مند نمودم و در این درس موفق گردانم.
مقدمه
با توجه به اینکه به طور کلی حدود 5 در صد از تمامی دانش آموزان سنین مدرسه در هر جامعه ( سنین 6الی 17 سال و یا 7 الی 18 سال )به نحوی دارای اختلالات شنوایی هستند ، تعداد قابل توجهی از این کودکان در مدارس و کلاس های عادی جای گرفته اند . نگاهی به تعداد کل دانش آموزان ناشنوا و نیمه شنوا که تحت پوشش رسمی آموزش استثنایی قرار گرفته است بیانگر این حقیقت است که بقیه یا به کلاس های عادی راه یافته اند و یا آنکه اصل درهیچ مدرسه ای عادی یا استثنایی ثبت نام نکرده و از آموزش و پرورش بهره ای نمی برند . لذا معلمان همواره باید با این فرض در کلاسهای خود حضور یابند که به احتمال زیاد در میان شاگردان یک کلاس 50-40 نفری ممکن است شاگرد یا شاگردانی باشند که بسختی می شنوند ( و یا دچار نارسایی های بصری و یا ذهنی هستند و … ) بنابرین ضروری است که معلم کلاس در این زمینه ها با بررسی وارزیابی ساده و کلاسی به حضور احتمالی چنین دانش آموزانی پی برده و به روابط و رفتار وقضاوت خود پیرامون استعداد و ویژگیهای مختلف شاگرد ویا شاگردان حتی الامکان اطمینان حاصل نماید .معلم می بایست به حالات وعلائمی که احتمالا نشانه هایی از اختلال شنوایی در شاگرد است توجه داشته وبدون جهت از قضاوتهای نادرست در مورد شاگرد اجتناب نماید .تاخیر در پاسخ ، تقاضای مکرر از معلم برای تکرار مطالب و گاه بی توجهی و بازیگوشی همواره نمی بایست به عقب ماندگی ذهنی وکندی هوش و یا شیطنت و اخلالگری و … تداعی شود . شاید شاگرد بخوبی نمی شنود و اشکال در همین باشد. در این رابطه از جمله رفتارها و علائم احتمالی اختلال شنوایی عبارتند از :دانش آموز با آنکه صدای معلم برای فضای کلاس مناسب و قابل شنیدن است غالبا از معلم تقاضای تکرار مطالب را می کند و یا از همکلاسی کنار دست خود می پرسد « چی گفت » « چی » و … وقتی می خواهد خوب به مطلبی گوش کند سعی می نماید سرو گوشش را به طرف صحبت کننده بچرخاند و یا دستش را کنار گوشش می گذارد . دانش آموز در صحبت کردن همواره از یک آهنگ مناسب برخوردار نیست ، معمولا بلند و یا آهسته صحبت می کند .دانش اموز گاهی دچار بی علاقگی می شود و در فعالیتهای گروهی و کلاس ، شرکت فعال ندارد .
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 388 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 27 |
مقدمه
یقیناً جمله ی شریفه ی قرآنی ((تعاونوا علی البر و التقوی ))1 گوش آشنای هرآشنای تعلیم و تربیت است و مفهوم و مضمون آن بر همکاری در کارهای خیر ونیکوکاری تاکید دارد و از آنجائیکه در خیر بودن تعلیم وتربیت شکی نیست پس به طور یقین مشارکت همهی زیر مجموعههای یک جامعهی خواهان پیشرفت و توسعه، درتعلیم و تربیت فرزندان آن جامعه ضروری و امری بدیهی است و نیل و دستیابی سیستم ها و افراد یک جامعه به سعادت دنیوی و اخروی میسور و ممکن نیست مگر با توجه ، عنایت و مشارکت ویژه و همگانی به تعلیم و تربیت فرزندان آن جامعه(حیدری کیا،1387).
در جهان امروز مشارکت و آموزش از پایه های بنیادین توسعه هستند با توجه به این که آموزش و پرورش نتیجه فعالیتهای سه نهاد عمده خانه، مدرسه و جامعه است. همکاری این سه نهاد در امور آموزش و پرورش بیش از پیش ضرورت دارد(قاسمی پویا،1380، 85).
در این میان همکاری اولیا در امور تحصیلی فرزندانشان با مدرسه از اهمیت ویژه ای برخوردار است.البته هرگاه صحبت از تعلیم وتربیت به میان می آید اغلب مردم آموزش و پرورش را در نظر می گیرند و بار سنگین تعلیم وتربیت را به دوش مدرسه می گذارند.بعضی از خانوادهها تصور میکنند که فقط مدرسه مسئول تعلیم و تربیت فرزندانشان است و همهی مشکلات باید در آنجا حل شود آنها از آموزش و پرورش انتظار دارند فرزندانشان را به بهترین وجه ممکن برای داشتن یک زندگی سالم و به دور از هر نوع آشفتگی تربیت نموده و مهارت های لازم این زندگی مورد انتظار آنها را به فرزندانشان آموزش دهد.
کار این دو گروه ( اولیا و مربیان) آنقدر به هم مرتبط است که اگر یکی قصور کند تلاش دیگری خنثی می شود. بنابر این هر پدر ومادری که فرزند خود را به یک واحد آموزشی می سپارند به عنوان عضوی از آن واحد آموزشی در آمده و باید خود را موظف به همکاری وهمفکری با افرادی که در آموزش وپرورش فرزندانشان سهم دارند، بدانند. (حیدری کیا،1387)
در سایه تداوم ارتباط والدین و مربیان است که رفتارهای نابهنجار و وضعیتهای نامطلوب آموزشی دانشآموزان بهبود خواهد یافت و محیط آموزشی،محیطی امن و همراه با همدلی و همکاری خواهد بود.(امیراحمدی آهنگ،1388،ص79)
بنابر اهمیت ارتباط بین خانواده و مدرسه در حل مسائل دانشآموزان و پیشرفت تحصیلی آنها در این تحقیق این موضوع در پایه سوم آموزشگاه منتظر قائم روستای دو چشمه شهرستان نهاوند مورد بررسی قرار می گیرد.
بیان مسئله
عدم آگاهی اولیاء از حقوق خود در قبال مدرسه ، ترس از درخواست کمک مالی مدرسه ، آگاه نبودن از نقش و تأثیر مشارکت در پیشرفت امور مدرسه و از همه مهمتر کم توجّهی مسؤلان مدارس و ادارات آموزش و پرورش نسبت به عقاید و نظرات اولیاء از جمله علل عدم مشارکت آن ها محسوب می شود .
لازم است سیاست ها و برنامه های تربیتی و آموزشی کشور با نگاهی واقع بینانه به آسیب های مختلفی که هم اینک خانواده ها در سطح کشور درگیر آن هستند اعمّ از مباحث اقتصادی، اجتماعی ، فرهنگی و ... در جهت فرهنگ سازی و نهادینه کردن فرهنگ مشارکت اولیاء در امور مدرسه جهت گیری نماید تا پدران و مادران با علاقه و رغبت بیشتر در امور مدرسه فرزند شان شرکت نمایند و باور کنند به همان میزان که در جهت آرامش و آسایش فرزندان خود در خانه تلاش می کنند باید به همان اندازه با حسّاسیّت بیشتر در پی رشد و بالندگی مدرسة آنان باشند . مدارس نیز به جای گزارش عملکرد پیشرفت تحصیلی به اولیاء درجلسات حضوری ، زمینة مشارکت آنان را در تصمیم گیری ها فراهم نمایند .
توانایی مدیران مدارس و روش ها و شیوه های آنان بیشترین تأثیر در جلب اولیای دانش آموزان دارند . شناسایی خلّاقیّت ها و ابتکارات مدیران ، لازمة پیشرفت در این زمینه است، البتّه در کنار آن باید راهکارهایی اندیشیده شود تا ادارات آموزش و پرورش در این رابطه دست مدیران را باز گذاشته و آن ها را محدود به قانون و مقرّرات خشک و بخشنامة ی ادار ی ننمایند ، زیرا روابط بخشنامه ای تاکنون بین مدیران و اولیاء پاسخگوی نیاز جامعه نبوده است .به هر حال مشارکت واقعی ، لازمة پیشرفت تحصیلی دانش آموزان است ولی واقعیّت هایی در نظام آموزشی ما وجود دارد که قابل تأمّل است .
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 185 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 27 |
جویدن ناخن یکی از عادات کودکان است که والدین را بسیار ناراحت و کلافه می کند. تحقیقات نشان می دهد که تقریباً ۳۸ درصد کودکان ۶ ۴ ساله ناخن هایشان را می جوند.این عادت تا ۱۰ سالگی به اوج خود می رسد و در مواردی تا ۶۰ درصد کودکان افزایش می یابد. همچنین بیشترین میزان ناخن جویدن در پسران ۱۴ ۱۳ ساله است. ناخن جویدن در دختران حدود ۱۱ سالگی به بیشترین حد خود می رسد. جالب این که تقریباً ۲۰ درصد نوجوانان کماکان درگیر این مشکل هستند و ۲۰ ۱۰ درصد این عده نیز تا بزرگسالی عادت ناخن جویدن را حفظ می کنند.اینجانب … دارای … سال سابقه تدریس در مقطع… میباشم. شاکر خداوند مهربانی هستم که لطفش را هیچوقت از بندهاش دریغ نمیورزد و افتخار میکنم که بتوانم راهرو و ادامه دهنده راه انبیا و اولیای الهی باشم و نور دانش و توانایی را در این دانشآموزان میهن اسلامی شعله ور نمایم. در هفتههای اول سال تحصیلی ...ـ .. متوجه دانشآموزی به نام علی شدم که دائماً در حال جویدن ناخن بود. علی دانشآموزی به ظاهر ساکت، اما درونی طوفانی و متلاطم داشت. لذا مشاهدهی این وضعیت برایم خوشایند نبود. به خدا توکل کردم و از او خواستم تا با کمکش مشکل بندهی معصوماش را برطرف نمایم. در این زمینه در عوامل به وجود آورنده مشکل علی چند فرضیه مطرح شد؟ برای پیدا کردن جوابهای فرضیه شروع به گردآوری اطلاعات کردم که علت اصلی اختلاف والدین و درگیری آنها بود که علی برای آرام کردن خود و ابراز آن به ناخن جویدن روی آورده است، برای اصلاح رفتار آن اقداماتی از قبیل از 1ـ جلسه مشاوره با خانواده 2ـ مسئولیت دادن و شرکت دادن علی در کارها و فعالیتهای گروهی 3ـ جلسه مشاوره با انجمن اولیاء و شورای دانشآموزی 4ـ معرفی علی به مرکز مشاوره شهرستان نهاوند انجام گرفت که نتیجه آن باعث شد که علی عادت بد ناخن جویدن را کنار بگذارد و خودش هم به این مسأله پی برد که ناخن جویدن راهی برای حل مشکل نمیتواند باشد باید با فکر کردن و تلاش و کمک گرفتن از بزرگترها به حل مشکل خود بپردازد.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 62 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 36 |
چکیده
مدیریت مدرسه محور یا تصمیم گیری مشارکتی از ویژگی های بارز نظام های آموزشی در دهه اخیر به شمار می رود. این مهم، به ویژه در کشورهای پیشرفته جهان به دگرگونی های مهمی در روش های اداره و راهبری مراکز آموزشی و آموزشگاهی به وجود آورده است. آشنایی با این شیوه ها، رهبران آموزشی و آموزشگاهی را قادر می سازد تا تب رهبری سازمان خود را بسنجند و به عنوان قلب نمای علمی، حرکت خود را از برنامه روزی به برنامه ریزی تغییر داده، هم چنین به رفع ابهامات عملکردی بپردازند؛ در نتیجه اهداف و رسالت های مدارس را محقق سازند. مدرسه محوری به این امر اشاره دارد که در فرآیند تصمیم گیری جامع و فراگیر، همه اعضای گروه به طور برابر شرکت داشته باشند.
مشکلاتی که امروزه در دانش آموزان مقطع … در افت تحصیلیشان مشاهده می کنیم همگی به وسیله راهکار های مدرسه محور قابل حل هستند . همانطور که می دانیم، ادبیات فارسی درسی آسان قلمداد می شود که هر دبیر غیرمتخصص و کم سوادی می تواند از عهده ی تدریس آن برآید و چنان شد که خود به خود و از آغاز نیز گروه کم سوادان به سوی رشته ی ادبیات کشیده شدند. اکنون نیز اگر به نحوه ی هدایت تحصیلی دانش آموزان گذری بیندازیم، متوجه این قضیه خواهیم شد . دانش آموزانی که حتی رشته ی ادبیات را کسب نکرده اند نیز، با تشکیل کمیسیون خاص در ادارات آموزش و پرورش به سوی این رشته گسیل داده می شوند . رشته ای که خود دانش آموز به رفتن و ادامهی تحصیل در آن راغب نیست و حتی با توجه به سوابق موجود استعداد راه یابی بدان رشته را ندارد . این است حال و روز رشته ی ادبیات در این روزگار .به همین دلیل بنده پروین میری در این اقدام پژوهی سعی بر این دارم که بوسیله راهکار های مدرسه محور درس ادبیات و زبان فارسی را در کلاسم جذاب نموده و به دانش آموزم دانش آموزان کمک کنم تا در رویارویی با مشکلات فرارویش در این درس موفق شود.